حجر بن عدی از یاران و صحابه رسول‌الله بود که شخصیت و زندگانی وی حتی بعد از شهادتش توجه وهابیت و دشمنان اهل بیت را جلب کرده است تا آنجا که در اقدامی غیر معقول و ضد دینی دست به تخریب مقبره حجر بن عدی زده‌اند و در کمال تعجب در لباس اسلام اقدام به نبش قبر این صحابی بزرگوار کرده‌اند.
با توجه به این‌که صحابی پیامبر(ص) در میان اهل سنت از احترام ویژه‌ای برخوردار هستند؛ اکنون این سوال مطرح می‌شود که آیا حجر بن عدی ازصحابه پیامبر نبود؟ پس چرا معاویه وی را به شهادت رساند و اکنون نیز به دست وهابیت به مرقد و قبر آن بزرگوار جسارت می‌شود؟
جواب این سوال را باید در تاریخ زندگانی حجر بن عدی جست‌و‌جو کرد. چهره حجر بن عدی در طول تاریخ اسلام بسیار روشن و نیکو است تا آنجا که مخالفین شیعه بارها در طول تاریخ زبان به ستایش وی گشوده اند؛ در زمان حکومت معاویه قاضی شریح بن حارث در نامه‌ای به وی از حجر بن عدی ستایش می‌کند و می‌گوید:«گواهی می‏دهم که حجر، مسلمانی متقی است، در نماز ثابت قدم است، صدقه می‏دهد، روزه را در ماه رمضان برپا می‏دارد و همیشه حج و عمره را برگزار می‏کند... و او واقعاً مقام والایی در اسلام دارد.» (بلاذری، 4 الف، صص 222 به‌بعد، طبری، 2، ص 137)
همچنین در کتب تراجم مخالفین شیعه، شاهد ستایش شدن حجر بن عدی هستیم؛ ذهبی درباره وی می‌نویسد: «ابوعبد الرحمن الشهید، او از اصحاب پیامبر صلی‌الله علیه و آله و سلم بود و در جهاد با پیامبر صلی‌الله علیه وآله و سلم شرکت کرده است، وی با شرافت بود، فرماندهی لایق و کسی بود که در امر به معروف پابرجا بود، در نهی از منکر پیشقدم بود، از شیعیان علی علیه السلام بود، در جنگ صفین به عنوان فرمانده شرکت داشت و شخصی خیراندیش و متعبد بود.» (سیر اعلام النبلاء، ج 3، ص 462 و 463 رقم 95)
معاویه در زمان حکومت خویش لعن و سب امام علی(ع) را به عنوان یک دستور حکومتی به تمام نواحی تحت امر خویش ابلاغ کرده بود؛ دست نشاندگان معاویه پس از نمازهای واجب و جمعه در خطبه‌ها و مواعظ خویش سب و لعن علی(ع) را بیان می‌کردند و سعی داشتند اندیشه‌های مسموم معاویه را علیه علی(ع) در ذهن‌های مردم ماندگار کنند.حجر با توجه به سابقه‌ای که در اسلام آوردن داشت و چهره‌ای نیکو و خدا پرست در میان مردم داشت از مقبولیت بسزایی در میان مردم برخوردار بود تا آن جا که معاویه اصرار شدیدی داشت که وی در انظار عمومی لب به لعن علی(ع) باز کند.
دانایی و بصیرت حجر سبب شده بود تا وی بداند که اگر بدعت لعن کردن علی(ع) در جامعه ماندگار شود از اسلام جز نامی بیش باقی نمی‌ماند نه تنها زیر بار این ذلت نرفت بلکه سعی در روشن کردن اذهان مردم نسبت به حقیقت داشت؛هنگامی که دست نشانده معاویه در کوفه حجر را احضار کرد و از او خواست که به بالای منبر برود و علناً علی علیه السلام را لعن کند، حجر قبول کرد و بالای منبر رفت، اما در بالای منبر با شجاعت گفت: «ای مردم کوفه این امیر شما مرا امر کرده است که بالای منبر علی را لعن کنم. ای مردم خود او را لعن کنید» و جمعیت بر اثر این کلام حجر، عامل معاویه (زیاد) در کوفه را لعن کردند.»
در زمانی که اکثر مردم دچار فتنه بودند و سر تسلیم در مقابل حضرت علی علیه السلام فرود نمی‌آوردند، وی در برابر دستورات و مواعظ حضرت امیر المؤمنین علیه السلام خاضع بود و بعد از موعظه حضرت، خطاب به حضرت علی علیه السلام گفت: «یا أمیر المؤمنین نقبل عظتک و نتأدب بأدبک» موعظه تو را قبول می‌کنیم و به ادب تو متادب می‌شویم. (جواهر التاریخ - الشیخ علی الکورانی العاملی - ج 2-ص 377 – 378)
همچنین زمانی که حضرت علی علیه السلام در محراب مسجد کوفه ضربه شمشیر می‌خورد، با حضرت علی علیه السلام به خانه حضرت می‌رود، امیر المؤمنین در آخرین لحظات عمر شریفش می‌فرمود: «ای گروه مردم بپرسید از من قبل از این‌که مرا از دست بدهید، صدای گریه مردم بلند شد، حجر ایستاد و شعری که در رثای امیر المؤمنین سروده بود را خواند. امیرالمؤمنین چشمان خویش را باز کرد به او فرمود: «چگونه خواهی بود زمانی که از تو بخواهند که از من ابراز برائت کنی؟ در آن هنگام چه خواهی گفت؟» حجر شجاعانه گفت: «والله یا أمیر المؤمنین لو قطعت بالسیف إربا إربا، واضرم لی النار و ألقیت فیها لآثرت ذلک علی البراءه منک»؛ به خدا سوگند ای امیر المؤمنین اگر مرا با شمشیر تکه تکه کنند و مرا در آتش بیندازند آن مصیبت را ترجیح می‌دهم از ابراز برائت نسبت به تو. در این هنگام امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: «بر تمامی کارهای خیر موفق باشی ای حجر و خداوند به تو از طرف اهل بیت پیامبر بهترین جزا را بدهد.» (علی فی الکتاب والسنه والأدب - الحاج حسین الشاکری - ج 5 - ص 420 – 421)
با نگاه دقیق به تاریخ زندگانی حجر می‌توان متوجه شد ارادت و محبت وی به امام علی(ع) همراه با علم و معرفت بوده است تا آن جا که از وی به عنوان مظهری برای مبارزه با بدعت‌های معاویه در طول تاریخ یاد می‌شود؛ این صحابه پیامبر سمبلی است برای شهادت در راه اهل بیت، لذا تخریب بقعه شریف حجر کار ناتمام معاویه و یاران شقی او است. شهادت حجر در راه حفظ و پایه‌گذاری محبت علی(ع) در جامعه و شناساندن بدعت‌های معاویه در لعن علی(ع) مصداق این حدیث گرانقدر پیامبر(ص) است که فرمود: «این جبرئیل است که مرا خبر می‌دهد؛ أَنَّ السَّعِیدَ کلَّ السَّعِیدِ حَقَّ السَّعِیدِ مَنْ أَحَبَّ عَلِیاً فِی حَیاتِهِ وَ بَعْدَ مَوْتِهِ که سعید و همه سعادت و حقیقت سعادت کسی است که علی علیه السلام را در زمان حیاتش و در زمان مرگش دوست بدارد.»
شیعیان نیز در پاسخ به این جسارتی که یاران معاویه در نبش قبر حجر صحابه بزرگوار پیامبر انجام داده‌اند به کلام اباعبدالله الحسین که پس از مرگ حجر در جواب طعنه معاویه فرمودند تأسی می‌کنند. آن گاه که معاویه به طعنه به آن امام گفت: «أباعبدالله! خبر کاری که با حجر بن عدی و یارانش و شیعیان پدرت کردم به تو رسیده؟» فرمود: «با آنان چه کردی؟» گفت: «تمام را کشته و کفن نموده و بر همه‏شان نماز خواندم!» امام حسین علیه السلام تبسمی نموده و فرمودند: «آن گروه بر تو چیره شدند ای معاویه، که اگر ما شیعیانت را می‏کشتیم نه کفن‌شان کرده و نه بر آنان نماز خوانده و نه دفن‌شان می‏کردیم» (الإحتجاج / ترجمه جعفری، ج‏2، ص: 87) شیعیان نیز در برابر این هتک حرمت حجر بن عدی؛تبسمی به جمودیت و حماقت این گروه خواهند زد و می‌گویند: وعده ما با شما دشمنان اسلام زمانی است که صدای«انا بقیه الله» از کعبه شنیده خواهد شد و در آن زمان فرمایش اباعبدالله الحسین را محقق خواهیم کرد؛ لذا بر جنازه شما تخریب کنندگان نه نماز می‌خوانیم و نه شما را کفن می‌کنیم و نه شما را دفن خواهیم کرد.