باز باران
آری آری ، باز باران با ترانه!
باز زخم و اشک و درد و تازیانه
آری آری ، تا نگیرد شعله ها در دل زبانه
تا نگیرد دامن طفلان محزون را نشانه
تا نبیند کودکی لب تشنه اینجا اشک ساقی
بر فراز خیمه برگونه ها ،بر مشک ساقی
کاش می بارید باران....
کاش می بارید باران....

باز زخم و اشک و درد و تازیانه
آری آری ، تا نگیرد شعله ها در دل زبانه
تا نگیرد دامن طفلان محزون را نشانه
تا نبیند کودکی لب تشنه اینجا اشک ساقی
بر فراز خیمه برگونه ها ،بر مشک ساقی
کاش می بارید باران....
کاش می بارید باران....
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 10:33 AM توسط حمید
|
به نام خالق بی همتا